به نام او...
نشسته رو قفسهی سینهام، زل زده به چشمام با یه لبخند ژوکوند
هی میخوام بگم دردم داره میاد
ولی صدام خفه شده
اونم محکم تر میشینه...
دردم داره میاد من آخه خب خودت بلند شو
bahar-e-mosafer
به نام او...
نشسته رو قفسهی سینهام، زل زده به چشمام با یه لبخند ژوکوند
هی میخوام بگم دردم داره میاد
ولی صدام خفه شده
اونم محکم تر میشینه...
دردم داره میاد من آخه خب خودت بلند شو