همچون انار خون دل از خویش می‌خوریم...

bahar-e-mosafer

پیش از این‌ها فکر می‌کردم خدا...

به نام او...

سن و سال کمی داشتم، همیشه فکر و خیالم این بود که خدا چه شکلی است، چقدر بزرگ است چون شنیده بودم که خیلی خیلی بزرگ است، اما نمی‌توانستم بفهمم خیلی خیلی یعنی چقدر ؛ نماز جماعت که رفته بودیم حرم، چشمم افتاد به گنبد و گلدسته، فکر کردم گنبد خیلی بزرگ است اما خدا انقدر تپل مپل و شکم گنده باشد خوب نیست ، بی اختیار گفتم آن خداست همان که بلند است و زیبا و لاغر اندام ، مثل اینکه چیزی دیده باشم که کسی هرگز ندیده باشد، با شوق خیره کننده‌ای داد می‌زدم: خدا را دیدم ، خدا را دیدم!!! 

مردم اطرافمان خندیدند و من زیر لب با یأس گفتم: واقعا دیدم ):

خاله‌ای گفت: کو؟ کجاست؟ 

نشانش که دادم با لبخند گفت : الله اکبر، خدا بزرگتر از این حرف‌هاست، پرسیدم: مثلاً اندازه‌ی آسمان؟ و باز هم جواب گرفتم بزرگتر... ترسیدم ، گمانم من از آن روز، حوالی سن کودکی ،ایمان آوردم... ( سَیَذَّکَّرُ مَن یَخْشَىٰ * ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ  ﺗﺮﺳﺪ، ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﻣﺘﺬﻛّﺮ ﻣﻰﺷﻮﺩ.)

راهی به سوی نور
۱۸ فروردين ۹۸ , ۰۱:۵۰
سلام.
چقدر قشنگ بود
چه ربط جالبی دادید آیه رو با نوشتتون
ممنون

پاسخ :

لطف داری
خوشحال شدم از نظرتون،امیدوارم مفید بوده باشه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا
مِمَّنْ أَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهَابَتِکَ
معبود من! قرار بده ما را
از کسانی که دل هایشان از هیبتت از جا کنده است...
Designed By Erfan Powered by Bayan